معرفی ظرفیت های کهگیلویه و بویراحمد در قاب عکاسان کشوری
یاسوج- مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی کهگیلویه و بویراحمد از اجرای برنامه ملی هنری تور تخصصی عکاسی با حضور عکاسان برجسته کشوری در سطح این استان خبر داد.
به گزارش ایکنا از همدان، به نقل از نوید شاهد، شهید « محمدرضا فراهانی » دوازدهم شهریور 1344 در روستای طجرعلوی از توابع شهرستان ملایر متولد شد. پدرش نبی و مادرش فاطمه نام داشت. تا پایان دوره ابتدایی درس خواند و به عنوان پاسدار وظیفه در جبهه حضور یافت و سرانجام سوم مهر 1364 در مریوان توسط نیرو های عراقی بر اثر اصابت گلوله به شهادت رسید. پیکرش در گلزار شهدای زادگاهش به خاک سپرده شد.

به گزارش ایکنا از همدان، به نقل از نوید شاهد، شهید «محمدرضا فراهانی» دوازدهم شهریور 1344 در روستای طجرعلوی از توابع شهرستان ملایر متولد شد. پدرش نبی و مادرش فاطمه نام داشت. تا پایان دوره ابتدایی درس خواند و به عنوان پاسدار وظیفه در جبهه حضور یافت و سرانجام سوم مهر 1364 در مریوان توسط نیرو های عراقی بر اثر اصابت گلوله به شهادت رسید. پیکرش در گلزار شهدای زادگاهش به خاک سپرده شد. در وصیت نامه این شهید آمده است:
«بسم الله الرحمن الرحیم
به نام خداوند بخشنده مهربان و درهم کوبنده کاخ ستمکاران و دشمن تمام ستم پیشگان عالم و با درود فراوان بر پیامبران تاریخ از آدم تا خاتم و با سلام به تمامی رزمندگان و خانواده های شهدای ایران و مسلمین جهان و با درود بی کران به شهیدان کربلای حسینی و یارانش که جز راه حق و حقیقت راه دیگری را نپیمودند و با ایثار جان و مال خود درخت پربار اسلام را پایدار داشتند و درود به روان پاک شهدای ایران که به ندای خمینی بت شکن لبیک گفتن.
تنها آرزوی اینجانب محمدرضا فراهانی این بود که روزی بتوانم در جبهه های اسلام باشم و با کافران و جهانخواران عالم به مبارزه برخیزیم، هم اکنون که به این آرزوی خود دست یافته ام و عازم جبهه های حق علیه باطل شده ام از تمامی امت مسلمان خواهشم این است هیچ وقت رهبر انقلاب اسلامی خود را تنها نگذارند و همیشه در صحنه حضور داشته باشند و با طرفداران شرق و غرب که جز بی سامانی چیزی برای این کشور و ملت نمی آورند به مبارزه برخیزند، از تمامی خواهران و مادران این کشور می خواهم زینب وار عمل کنند و حجاب اسلامی خود را حفظ کنند.
حلالی خود را از پدر و مادرم می خواهم و امیدوارم به خدا که مرا ببخشند مخصوصاً مادر عزیزم که زیاد برای من رنج کشیده است، طلب بخشش می کنم و حلالی خود را از دوستان و همشهریان می خواهم مخصوصاً پیش کسانی که من کار کرده ام حلالی مرا از آن ها بگیرند و من هر چه دارم از وضع مالی به مادرم و خواهرم و برادر کوچکم بدهند و اگر هم نخواستند به جبهه های جنگ کمک کنند و از مادرم خواهشمندم اگر شهادت نصیب من شد هر شب جمعه سری به قبر من بزند.
چند روز بود ما در سنگر با برادران در یک سنگر بودیم، برادران با هم گفت وگو می کردند، با هم دعای توسل و وحدت می خواندند، وقتی که قرار شد وصیت نامه خود را بنویسیم تمام بچه ها به فکر فرو رفته بودند، کی شب حمله فرا می رسد تا اینکه ما به آرزوی خود برسیم، فقط از شما می خواهم سنگرهای داخلی را خالی نگذارید، مثل سنگرهای نماز جمعه و مسجد ها و دعا به جان امام و رزمندگان تا اینکه حضرت مهدی(عج) ظهور خود را عنایت کند.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته.
در جبهه ها تا گشتم شهید/ مهدی به بالینم رسید/ از پیکرم خون می چکید/ با خون نوشتم این سرود/ بر نایب مهدی درود»
انتهای پیام
{{name}}
{{content}}